واژه «مُرَوَّض» یا «مَروض» واژهای عربی است که در زبان فارسی نیز به کار رفته و به طور کلی به معنای «رامشده»، «تربیتشده»، «آموزشدیده» و «ریاضتدادهشده» است. این واژه از ریشه «روض» و «ترویض» گرفته شده و مفهوم اصلی آن، عادت دادن، مهار کردن و پرورش دادن چیزی یا کسی از راه تمرین، آموزش یا ریاضت است. در کاربرد قدیمی، «فرس مروض» به اسبی گفته میشد که پس از آموزش و تمرین، رام شده، فرمانپذیر گشته و راه رفتن و حرکت کردن را به خوبی آموخته باشد. از این رو، مروض به حیوانی اطلاق میشد که سرکشی و نافرمانی خود را کنار گذاشته و مطیع و مسخر صاحب خود شده باشد. این واژه تنها درباره حیوانات به کار نمیرود، بلکه در متون اخلاقی، عرفانی و ادبی درباره نفس انسان نیز استفاده شده است. در این کاربرد، نفس مروض به نفسی گفته میشود که با ریاضت، تمرین و خودسازی، از خواهشهای ناپسند دور شده و تحت کنترل عقل و اراده قرار گرفته باشد. همچنین «مروض» گاهی به معنای «ریاضتدادهشده» و «پرورشیافته» آمده است و بر نتیجه فرآیند تربیت و تهذیب دلالت میکند. در برخی منابع، صورت دیگری از این واژه به معنای «ریاضتدهنده» و «تربیتکننده» نیز ذکر شده است، اما کاربرد مشهور و رایج آن همان معنای مفعولی، یعنی «رام و تربیتشده» است. بنابراین، این کلمه به چیزی یا کسی گفته میشود که بر اثر آموزش، تمرین، تربیت یا ریاضت، مهار، اصلاح و فرمانپذیر شده باشد.
مروض
لغت نامه دهخدا
مروض. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر روض و ریاضة. رجوع به روض و ریاضة شود. || فرس مروض؛ اسب رام کرده. ( منتهی الارب ). مطیع و مسخر شده و راه رفتن را آموخته. ( از اقرب الموارد ).
مروض. [ م ُ رَوْ وِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر ترویض. رجوع به ترویض شود. ریاضت دهنده. ( غیاث ) ( آنندراج ).
مروض. [ م ُ رَوْ وَ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر ترویض. رجوع به ترویض و مَروض شود.ریاضت داده شده. ( غیاث ) ( آنندراج ). کره اسب مطیع و مسخرشده و راه رفتن را آموخته. ( از اقرب الموارد ).
- مروض کردن؛ رام کردن. آموخته ساختن. ریاضت دادن:
نفسها را تا مروض کرده ام
زین ستوران بس لگدها خورده ام.مولوی.
جمله سازی با مروض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نفسها را تا مروض کردهام زین ستوران بس لگدها خوردهام