لغت نامه دهخدا
مرصعکاری. [ م ُ رَص ْ ص َ ] ( حامص مرکب ) شغل مرصعکار و جواهرنشانی. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مرصعکار شود.
مرصعکاری. [ م ُ رَص ْ ص َ ] ( حامص مرکب ) شغل مرصعکار و جواهرنشانی. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مرصعکار شود.
جواهرنشانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مقابر میسنیها به شکل لانه زنبوری ساخته میشده که در آنها مقادیر زیادی خنجر مفرغی مرصع کاری شده با طلا و نقره کشف شدهاست. در این مقابر چندین نقاب چکش کاری شده نیز یافت شدهاست که احتمالاً ویژگیهای چهره شخص متوفی را به حالتی واقع گرایانه ثبت کردهاست.