مرده رنگی
مترادفها
رنگپریده، بیروح
لغت نامه دهخدا
مرده رنگی. [ م ُ دَ / دِ رَ ] ( حامص مرکب ) رنگ پریدگی. بی طراوتی:
هرزه گوئی چند همچون سرخوشان انجمن
مرده رنگی چند همچون کشتگان بادیه.سلیم ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
رنگ پریدگی
جمله سازی با مرده رنگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هرزه گویی چند همچون سرخوشان انجمن مرده رنگی چند همچون تشنگان بادیه