مردم فکن

لغت نامه دهخدا

مردم فکن. [ م َ دُ ف ِ ک َ ] ( نف مرکب ) مردم افکن. قهار. قوی پنجه. غالب:
یکی بود مردانه و تیغزن
سوار سرافراز و مردم فکن.فردوسی.

فرهنگ فارسی

قوی پنجه

جمله سازی با مردم فکن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لب می رنگش بی چاشنئی مست کن است چشم بد مستش بی عربده مردم فکن است