مردانداز

لغت نامه دهخدا

مردانداز. [ م َ اَ ] ( نف مرکب ) مردافکن. قوی. پرزور:
باده ای بود سخت مردانداز
شد حسابی ضرورت از آغاز.اوحدی ( جام جم ص 37 ).

جمله سازی با مردانداز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دام دیگر خواهم ای سلطان تخت دام مردانداز و حیلت‌ساز سخت

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز