مراعت

لغت نامه دهخدا

مراعت. [ م ُ ع َ ] ( از ع،اِمص ) مراعات. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مراعات شود.
مراعة. [ م َ ع َ ] ( ع مص ) گیاه ناک شدن. فراخ علف گردیدن وادی.( از منتهی الارب ). سرسبز و فراوان گیاه گردیدن زمین. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). فهو مَرِع و مریع. ( متن اللغة ). مرعة. ( ناظم الاطباء ). مَرَع. ( اقرب الموارد ). || متنعم گردیدن. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با مراعت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کسی که دیگ پر از گوشت سر به دم دارد اگر مراعت قومی کند چه غم دارد

لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز