مراعت
مترادفها
رعایت، توجه، لحاظ
متضادها
بیتوجهی، غفلت
لغت نامه دهخدا
مراعت. [ م ُ ع َ ] ( از ع،اِمص ) مراعات. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مراعات شود.
مراعة. [ م َ ع َ ] ( ع مص ) گیاه ناک شدن. فراخ علف گردیدن وادی.( از منتهی الارب ). سرسبز و فراوان گیاه گردیدن زمین. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). فهو مَرِع و مریع. ( متن اللغة ). مرعة. ( ناظم الاطباء ). مَرَع. ( اقرب الموارد ). || متنعم گردیدن. ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با مراعت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کسی که دیگ پر از گوشت سر به دم دارد اگر مراعت قومی کند چه غم دارد
💡 هنگام حضور در محیطهای مذهبی، رعایت آداب و مراعت احترام به سنتها و مذهب دیگران بسیار حیاتی و برای حفظ نظم ضروری است.
💡 مدیر پروژه تاکید داشت که تمامی کارگران باید هنگام کار با تجهیزات، اصول ایمنی و مراعات نکات حفاظتی را به دقت رعایت کنند.
💡 در هنگام تدوین قوانین جدید، باید مراعات حقوق تمامی اقشار جامعه و تفاوتهای فرهنگی آنها را در تصمیمگیریهای نهایی به کار برد.