لغت نامه دهخدا
مذار. [ م ِ ] ( ع ص ) امراءة مذار؛ زن سخن چین. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
مذار. [ م ُ ذارر ] ( ع ص ) ناقة مذار؛ ناقه بدخو. ( منتهی الارب ) ( از متن اللغة ). مذائر. ( متن اللغة ).
مذار. [ م ِ ] ( ع ص ) امراءة مذار؛ زن سخن چین. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
مذار. [ م ُ ذارر ] ( ع ص ) ناقة مذار؛ ناقه بدخو. ( منتهی الارب ) ( از متن اللغة ). مذائر. ( متن اللغة ).
ناقه بدخو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طبری فتح میسان را به دست عتبه به غزوان میداند و ذکر میکند که ارتش مسلمانان از قبائل عرب بنوالعم (تیرهای از بنی تمیم) که از قدیمالأیام ساکن سرزمین میسان بودند و در مناطق مذار و نهر تیری سکونت داشتند تقاضای کمک نمودند که این قبائل نیز به یاری مسلمانان شتافته و حملات خود را متوجه نیروهای مرزبان ساسانی در خوزستان نمودند و پس از آن نیروهای مسلمان موفق به فتح منطقهٔ میسان گشتند.
💡 جنگ رودخانه یا جنگ مذار دومین جنگ از رشته جنگهای صدر اسلام است که بین ایران و اعراب به وقوع پیوسته است. این جنگ را چون نزدیک نهری واقع شده است بعضی وقعهٔ ثنی خواندهاند یعنی وقعهٔ نهر و بعضی به سبب مجاورت با مذار وقعهٔ مذار نام دادهاند. این جنگ در سال ۶۳۳ میلادی مطابق با صفر سال دوازدهم هجری، بین سپاه اعراب به فرماندهی خالد بن ولید و سپاه امپراتور ساسانی و به فرماندهی کارن پسر قریانس، در محلی به نام مذار در نزدیکی تلاقی دو رود دجله و فرات رخ داده است. این مذار تا بصره چهار روز راه بود و در واقع کرسی ولایت میسان بشمار میآمد و در محل کوةالعمارهٔ امروز واقع بود.