مداهن
مترادفها
چاپلوس، ریاکار، نفاقآمیز
متضادها
صادق، صریح
لغت نامه دهخدا
مداهن. [ م َ هَِ ] ( ع اِ ) ج ِ مُدهُن. ( اقرب الموارد ). رجوع به مدهن شود.
مداهن. [ م ُ هَِ ] ( ع ص ) آنکه ظاهر کند خلاف باطن را. بربافنده. خیانت نماینده. ( آنندراج ). صانع. که اظهارش جز واقع امر باشد. ( از متن اللغة ). منافق. دروغگو. غدار. مکار. ( ناظم الاطباء ). چاپلوس. ( یادداشت مؤلف ). || سهل انگار. آسان گیر. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
منافق دروغگو
جمله سازی با مداهن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 من مداهن نیم چو دیگر کس پیش نارم ز ترّهات هوس
💡 در محیطهای کاری، برخورد با افراد مداهن که همواره از مدیران تعریف و تمجید میکنند، میتواند باعث تضعیف روحیه کارکنان صادق و ایجاد فضای ناعادلانه شود.
💡 او با وجود اینکه میدانست سیاستهای شرکت بر پایه چاپلوسی است، باز هم به عنوان یک فرد مداهن سعی کرد با تملق به مقامات برسد.
💡 حقیقت را گفتن در برابر قدرت، نیازمند شجاعت بسیار زیادی است، زیرا بسیاری از مردم ترجیح میدهند با رفتارهای مداهن، منافع شخصی خود را حفظ کنند.