مداهن
مترادفها
چاپلوس، ریاکار، نفاقآمیز
متضادها
صادق، صریح
لغت نامه دهخدا
مداهن. [ م َ هَِ ] ( ع اِ ) ج ِ مُدهُن. ( اقرب الموارد ). رجوع به مدهن شود.
مداهن. [ م ُ هَِ ] ( ع ص ) آنکه ظاهر کند خلاف باطن را. بربافنده. خیانت نماینده. ( آنندراج ). صانع. که اظهارش جز واقع امر باشد. ( از متن اللغة ). منافق. دروغگو. غدار. مکار. ( ناظم الاطباء ). چاپلوس. ( یادداشت مؤلف ). || سهل انگار. آسان گیر. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
منافق دروغگو
جمله سازی با مداهن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من مداهن نیم چو دیگر کس پیش نارم ز ترّهات هوس