مخدوع

مترادف‌ها

فریب‌خورده، مغبون، گول‌خورده

متضادها

آگاه، بیدار

لغت نامه دهخدا

مخدوع. [ م َ ] ( ع ص ) مرد که رگ اخدع وی بریده باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ).

جمله سازی با مخدوع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قال علی علیه السلام: من وسّع علیه دنیاه و لم یعلم انّه مکر به فهو مخدوع عن عقله.

کلمات مرتبط