لغت نامه دهخدا
محک زدن. [ م ِ ح َک ک زَ دَ ] ( مص مرکب ) آزمودن و امتحان کردن. ( از یادداشت مرحوم دهخدا ):
همت من عیار ناکس و کس
دید چون بر محک معنی زد.خاقانی.
محک زدن. [ م ِ ح َک ک زَ دَ ] ( مص مرکب ) آزمودن و امتحان کردن. ( از یادداشت مرحوم دهخدا ):
همت من عیار ناکس و کس
دید چون بر محک معنی زد.خاقانی.
آزمودن و امتحان کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مسابقات از ۳۰ نوامبر (۹ آذر) تا ۱۸ دسامبر (۲۷ آذر) در قطر اجرا شد که هدف محک زدن قطر در میزبانی دور نهایی بازیهای جام جهانی فوتبال ۲۰۲۲ را نیز دنبال میکرد.
💡 در فیلمسازی، نظریه مؤلف دیدگاهی انتقادی است که هنگام محک زدن آثار یک کارگردان جایگاه ویژهای برای سبک و خلاقیت وی قائل میشود. این دیدگاه ابتدا در اواخر دهه ۱۹۴۰ میلادی در فرانسه مطرح شد.
💡 در این قسمت از مجموعه، دشمن درجه یک شرلوک معماهای مرگباری را برای محک زدن او طراحی میکند و در نهایت هر دو بعد از مدتها با هم روبرو میشوند. میتوان گفت این قسمت بیشتر به شرح خصوصیات اخلاقی موریارتی میپردازد که حتی حاضر است برای سرگرمی دست به قتل بزند.
💡 واژه نقد در مفهوم لغوی آن، تفکیک صحیح از غیر صحیح و خالص از ناخالص است. به عبارت دیگر، نقد به معنای محک زدن شیء و قرار دادن آن در دو دسته سالم و ناسالم است.
💡 متولی برگزاری این آزمون، دانشگاه آزاد اسلامی است که به محک زدن داوطلبان در دو مهارت زبانی و سه بخش میپردازد.