محوب

لغت نامه دهخدا

محوب. [ م ُ ح َوْ وِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی مذکر از تحویب. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). زجرکننده شتر نر را به کلمه حوب. || کسی که مال رفته بازیابد. ( آنندراج ).

جمله سازی با محوب

💡 ایستگاه‌های رادیویی زبان شاوي در ولایت‌های باتنه، ام البواقي، خنشله و تبسه در چارچوب سیاست دولت برای ترویج زبان آمازیغى افتتاح شده‌اند و بسیاری از هنرمندان در اوراس برای حفظ کلمات آمازیغ در آهنگ‌های خود تلاش می‌کنند. برجسته ترین آنها: ماسینیسا، علی چیبان، جمال صبری، محوب بن عبدالسلام، یروش آگونام، دهیا، مسعود نقی، مارکوندا.

گوت یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز