این کلمه از واژههایی است که در متون کهن فارسی و عربی با تلفظها و معناهای گوناگون به کار رفته و هر تلفظ آن مفهوم متفاوتی را منتقل میکند. در حالت نخست، «مُحِمّ» به معنای شخص نزدیک، خویشاوند یا کسی است که با انسان رابطه و پیوندی نزدیک دارد و از این رو در برخی فرهنگهای لغت، آن را به معنای «نزدیک و حاضر» نیز آوردهاند. همچنین این واژه گاهی برای فردی به کار میرود که خود را با آب گرم یا سرد شستوشو میدهد و در برخی منابع قدیمی نیز به شخصی که دچار تب و حرارت بدن شده باشد اطلاق شده است. این معانی نشان میدهد که واژه «مُحِمّ» در گذشته کاربردهای متنوعی داشته و بسته به متن و جمله، مفهوم آن تغییر میکرده است. در تلفظ دوم، یعنی «مِحَمّ»، این واژه به یک ظرف کوچک و سرتنگ گفته میشود که معمولاً از آهن، برنج یا فلزات مشابه ساخته میشده و برای گرم کردن آب از آن استفاده میکردند. چنین ظرفی در زندگی سنتی و قدیمی کاربرد فراوان داشته و به دلیل شکل خاص خود، در فرهنگهای لغت به عنوان ابزاری خانگی معرفی شده است. بنابراین «محم» از واژههایی به شمار میآید که هم در معنای انسانی و وصف اشخاص و هم در معنای ابزار و اشیای زندگی روزمره به کار رفته است. شناخت تفاوت میان تلفظ «مُحِمّ» و «مِحَمّ» اهمیت زیادی دارد، زیرا هر کدام ریشه و کاربرد جداگانهای دارند و اشتباه در خواندن آنها میتواند معنای جمله را کاملاً تغییر دهد.
محم
لغت نامه دهخدا
محم. [ م ِ ح َم ْم ] ( ع اِ ) ظرفی خرد سرتنگ که در آن آب گرم کنند. ( منتهی الارب ). ظرفی آهنین یا برنجین سر تنگ که در وی آب گرم کنند. ( ناظم الاطباء ).
محم. [ م ُ ح ِم م ] ( ع ص ) خویشاوند. || نزدیک. || حاضر. || دست رس. || آنک خود را با آب گرم و یا آب سرد می شوید. || کسی که گرفتار تب شده. || آن که در اندوه و رنج افتاده باشد. || مبتلای تب. ( ناظم الاطباء ). || آن که در زمین تب ناک واقع گردد. || کسی که سیاه می کند. || گرم کننده آب. ( ناظم الاطباء ). رجوع به احمام شود.
فرهنگ فارسی
خویشاوند