محزن
مترادفها
غمانگیز، اندوهناک، رنجآور
متضادها
شادیبخش، دلنشین
لغت نامه دهخدا
محزن. [ م ُ زِ ] ( ع ص ) اندوهگین کننده. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). هر آنچه سبب اندوه و آزردگی میگردد. ( ناظم الاطباء ). غم انگیز. غم آور. انده آور: موسیقی محزن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
محزن. [ م ُ زَ ] ( ع ص ) اندوهگین. اندوهگین شده. دلتنگ. ( ناظم الاطباء ).
محزن. [ م ُ ح َزْ زَ ] ( ع ص ) اندوهگین. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). اندوهگین شده و دلتنگ شده. ( ناظم الاطباء ).
محزن. [ م ُ ح َزْ زِ ] ( ع ص ) اندوهگین کننده. ( از منتهی الارب ). هرآنچه سبب اندوه و آزردگی میگردد. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با محزن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 الامانت چو درین طرفه تجارت یابی گهر سود درو فایده محزن محزن
💡 چنان در محزن اسرار پرنور حقیقت پردهٔ چون دید منصور
💡 قلب معارف به داغ مهر تو محزن امن تحلای تست وادی ایمن
💡 شنیدن خبرهای مربوط به وقوع حوادث ناگوار و مرگ ناگهانی انسانها، بسیار محزن است و باعث میشود که تمام مردم با احساس غم و اندوه عمیقی همراه شوند.
💡 صحنههای نمایش داده شده در آن مستند بسیار محزن بود و اشک بسیاری از بینندگان را به دلیل نمایش سختیهای زندگی کودکان بیسرپرست درآورد.
💡 پایان این داستان بسیار محزن و تلخ بود، به طوری که خواننده پس از اتمام آخرین صفحه، مدت زیادی در فکر و تأمل فرو رفت.