محال اندیشه

لغت نامه دهخدا

محال اندیشه. [ م ُ اَ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) آنکه در کارهای ناشدنی و ناصواب تفکر کند. که اندیشه های باطل و بیهوده و ناشدنی دارد: و بازنماییم که عاقبت ستمکاران بغی پیشه و زیادت طلبان محال اندیشه چیست. ( مرزبان نامه ص 181 ).

فرهنگ فارسی

۱ - آنکه در امور محال تفکر کند. ۲ - آنکه آرزوی محال کند: باز نماییم که عاقبت ستمکاران بغی پیشه و زیادت طلبان محال اندیشه چیست.

جمله سازی با محال اندیشه

💡 تمام شد بابِ زیرک و زروی. بعد ازین یاد کنیم بابِ پیل و شیر و درو باز نماییم که عاقبتِ ستمگاران بغی‌پیشه و زیادت طلبانِ محال اندیشه چیست و وبال و نکالِ آن تا کجاست. ایزد، تَعَالی ذات مقدّسِ خداوند، خواجهٔ جهان را به پیرایهٔ شرع ورزی و حیلت دین گستری و دادپروری آراسته داراد و هرچ مذّامِ اوصافِ بشریست، نفسِ مقدّسش را از نسبت آن پیراسته.

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز