لغت نامه دهخدا
مجسمه تراش. [ م ُ ج َس ْ س َ م َ / م ِ ت َ ] ( نف مرکب ) آن که مجسمه تراشد. آن که از سنگ مجسمه تراشد. پیکرتراش. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
مجسمه تراش. [ م ُ ج َس ْ س َ م َ / م ِ ت َ ] ( نف مرکب ) آن که مجسمه تراشد. آن که از سنگ مجسمه تراشد. پیکرتراش. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
آنکه مجسمه تراشد
💡 کمیسیون برای این توپ برنزی (بالای فانوس) به مجسمه تراش آندرا دل ورو چیو رسید، کسی که در مغازه اش در این زمان یک شاگرد با نام لئوناردو داوینجی کار میکرد. درحالی با ماشینهای فیلیپو مشهور شده بود، که وروچیو سابقاً توپ را با آن بالا برده بود، لئوناردو داوینجی یک سری از طرحهایی را از آنان ایجاد کرد و به عنوان نتیجه، معمولاً برای ابداعاتشان اعتبار دریافت میکردند.