گهرشناس

لغت نامه دهخدا

گهرشناس. [ گ ُ هََ ش ِ ] ( نف مرکب ) مخفف گوهرشناس. رجوع به گوهرشناس شود.

جمله سازی با گهرشناس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گهر فروش اگر رفت، منت ایزد را گهرشناس نشسته است و در میان گوهر

💡 عشق گهرشناس به دیوانه خوشترست از بهر گنج، گوشه ویرانه خوشترست

💡 چشم گهرشناس نداری چه گویمت کاین نه صدف چگونه ز یکدانه پر شده است

تحمیلی یعنی چه؟
تحمیلی یعنی چه؟
اسکالات یعنی چه؟
اسکالات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز