لغت نامه دهخدا
گنگدیز. [ گ َ ] ( اِخ ) گنگ دز. گنگ دژ:
ز گنگدیز به فرمان شاه بستاند
هزار پیل دمان هر یکی چو حصن حصین.فرخی.و رجوع به گنگ دزو گنگ دژ شود.
گنگدیز. [ گ َ ] ( اِخ ) گنگ دز. گنگ دژ:
ز گنگدیز به فرمان شاه بستاند
هزار پیل دمان هر یکی چو حصن حصین.فرخی.و رجوع به گنگ دزو گنگ دژ شود.
گنگ دز. گنگ دژ
💡 ز گنگ دیز بفرمان شاه بستاند هزار پیل دمان هر یکی چو حصن حصین