لغت نامه دهخدا
گنکار. [ گ ُ ] ( اِ ) ماری را گویند که تازه پوست افکنده باشد. ( برهان ) ( آنندراج ):
از گفتن نیک وز نکویی
گنگ است و برهنه همچو گنکار.شهاب الدین عبدالرحمن ( از رشیدی ).
گنکار. [ گ ُ ] ( اِ ) ماری را گویند که تازه پوست افکنده باشد. ( برهان ) ( آنندراج ):
از گفتن نیک وز نکویی
گنگ است و برهنه همچو گنکار.شهاب الدین عبدالرحمن ( از رشیدی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه جادویی دانی و بدخویی به ایران گنکار ترکس تویی