گلاب گیری
مترادفها
استخراج گلاب
لغت نامه دهخدا
گلاب گیری. [ گ ُ ] ( حامص مرکب ) عمل گلاب گرفتن. رجوع به گلاب کشیدن و گلاب گرفتن شود.
فرهنگ فارسی
عمل و شغل گلاب گیر.
جمله سازی با گلاب گیری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جولرستان مکانی در 3 کیلومتری شهر اصفهان که سال های قدیم مکان گلاب گیری بوده و به گلاور معروف بوده و در ثبت کتابی گلارستان نوشته اند و با نفوذ زبان عربی به ایران، حرف گ جای خود را به ج داد و جلارستان و جولرستان نامیده شد؛ مثل محلۀ قدیم گی اصفهان که جی کنونی است.
💡 در روستاهای کوهستانی، سنت گلاب گیری با استفاده از تقطیر گلهای تازه، همچنان به عنوان یک فعالیت فرهنگی مهم باقی مانده است.
💡 فرآیند گلاب گیری به دقت و مهارت زیادی نیاز دارد تا عطر و رایحه اصلی گلها در محصول نهایی حفظ شود.
💡 بسیاری از تولیدکنندگان محصولات آرایشی، از اسانسهای حاصل از گلاب گیری سنتی برای تولید محصولات با کیفیت استفاده گسترده میکنند.