گریو

لغت نامه دهخدا

گریو. [ گ َ وْ ] ( اِ ) گریب. جریب. ( ملخص اللغات حسن خطیب ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) جریب.

دانشنامه آزاد فارسی

گِریو
استوانۀ ساقۀ گنبد. از لحاظ لغوی با «گریب» و «گریبان» هم ریشه، و به معنای گردنِ گنبد است. گِریو حجم بیرونی گنبد را مرتفع تر می سازد و از بیرون جلوۀ بهتری به آن می بخشد. گاهی نورگیریِ فضای گنبدخانه از گریوِ گنبد صورت می گیرد؛ نیز از لحاظ بصری، اتصال ظریف تر و خوش تناسب تر حجم گنبد با قاعده را ممکن می سازد. گاه گریو علاوه بر بیرون، در فضای داخلی گنبدخانه نیز، در زیر گنبد دیده می شود؛ گاه نیز فقط ظهور بیرونی دارد.

جمله سازی با گریو

💡 بدنهٔ گریو بلند، از آجرکاری زیبایی برخوردار است و در بالای آن، قطار متناسبی ایجاد شده که یک لبهٔ پیش آمده را بر روی خود حمل می‌کند و از روی آن، بدنهٔ مخروطی شکل گنبد بر پا شده‌است. بلندی دکل بنا، ۱۳ متر، ارتفاع گنبد، و قطر ساقهٔ آن ۵ متری است. گنبد بنا از نوع دو پوسته بوده که پوستهٔ داخلی آن در ارتفاع ۵ متری از سطح بقعه قرار دارد.

💡 بنای اصلی مسجد که هم‌اکنون محوطه مکعبی آن سرپاست، در دوره آبادانی دارای گنبدی بوده که گریو گنبد آن دارای ترکیبهای متعدد منشوری بسیار زیباست که قطاربندی با تزیینات کاشی معرق دارد و کاربندی زیر گنبد نیز بدین شکل بوده که در هر یک از گوشه‌های این مربع سه کنج با لچکیهای بزرگی ساخته شده که هریک دارای دو روزن مستطیلی شکل برای نورگیری و کسب روشنایی برای محوطه محراب بوده‌است.

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
ایزابل یعنی چه؟
ایزابل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز