گریزون
مترادفها
فراری، گریزان
متضادها
مایل، متمایل، جذب
لغت نامه دهخدا
گریزون. [ گ ِ زُ ] ( اِخ ) این شهر در آلمان گربوندن خوانده میشود. ناحیه ای است از سویس، کرسی آن کوار است. دارای 173100 تن جمعیت است.
فرهنگ فارسی
بخشی است از سویس که مرکز آن [ کوار ] میباشد و دارای ۱۶۷٠٠٠ تن جمعیت است. این بخش از نواحی جهانگردی سویس است.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:گراوبوندن
جمله سازی با گریزون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اصلاح دینی تارو پود کنفدراسیون سوئیس را از هم گسیخته بود و به نظر میرسید که در پی زوال آن است. برن، بال، شافهاوزن، آپنتسل، و گریزون از زوریخ هواداری میکردند