گریختنی

لغت نامه دهخدا

گریختنی. [ گ ُ ت َ ] ( ص لیاقت ) درخور گریختن. آنکه یا آنچه بگریزد.

جمله سازی با گریختنی

طریق هزل رها کن به جان شاه جهان که من گریختنی نیستم به هیچ ابواب