کتول

لغت نامه دهخدا

کتول. [ ک َ ] ( ص ) در تداول مردم گناباد، کهنه. بیکاره: ظرف کهنه کتولی است.
کتول. [ ک َ ] ( ع اِ ) کتول الارض؛ پشته های زمین و آنچه بلند برآمده باشد از آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
کتول. [ ک َ ] ( اِخ ) نام بلوکی که در جنوب شرقی استرآباد و در جنوب استرآباد رستاق واقع است. حدود آن از کوهستان تا صحرایی است که در دست ترکمن هاست و محدود است از مغرب به رود کرک و جلگه کمالان، از مشرق به نهر سرخ محله ( که از فندرسک جدا می سازد )، از شمال به اراضی دوجی و از جنوب به میغان. قسمت عمده آن پوشیده از جنگل است و صحرای علفزار نیز دارد. ( ترجمه سفرنامه مازندران رابینو ص 113 ). و نیز رجوع به خود سفرنامه مازندران شود.

فرهنگ فارسی

دهستانی است از شهرستان گرگان واقع در مشرق بخش مرکزی و مغرب بخش رامیان. ۴۱ آبادی دارد که جمعیت آنها در حدود ۱۴۵٠٠ تن میباشد.
نام بلوکی که در جنوب شرقی استر آباد واقع است

جمله سازی با کتول

💡 این روستا در دهستان کتول قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۰۳۹ نفر (۳۹۷خانوار) بوده‌است.

💡 گویش گرگانی در گرگان و گویش کتولی در علی‌آباد کتول متداول است و هر دو گویش زیر مجموعهٔ زبان مازندرانی و زبان فارسی محسوب می‌شوند که خود ریشهٔ پهلوی اشکانی دارد.

💡 این روستا در دهستان کتول قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۵۰۱ نفر (۳۴۱خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان کتول قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال 1385، جمعیت آن 283 نفر (81 خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان کتول قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۳۰ نفر (۱۱۲خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان کتول قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۱۴ نفر (۹۳خانوار) بوده‌است.