لغت نامه دهخدا
کانس. [ ن ِ ] ( ع ص ) آهوی به کناس درآینده. ( متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
کانس. [ ن ِ ] ( ع ص ) آهوی به کناس درآینده. ( متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
آهوی بکناس در آینده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کو سر تیغ کرزوی من است کانس وحشی به سبزه و شمر است