لغت نامه دهخدا
چکل. [ چ َ ک َ ] ( اِ ) چغل ومطهره چرمین. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به چغل شود.
چکل. [ چ ِ ک ِ ] ( اِخ ) تلفظی دیگر از چگل که نام شهری است در ترکستان. رجوع به چگل شود.
چکل. [ چ َ ک َ ] ( اِ ) چغل ومطهره چرمین. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به چغل شود.
چکل. [ چ ِ ک ِ ] ( اِخ ) تلفظی دیگر از چگل که نام شهری است در ترکستان. رجوع به چگل شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این خوش پسران که اصلشان از چکل است سبحان الله سرشتشان از چه گل است
💡 شیرین سخن و شکر لب و سیم برند یارب که چنین آبحیات از چکل است
💡 از کمان خانه ابروی بت ترک چکل کار درویش من بی سر و پا بگشاید
💡 یکزمان غیبت دل از بر آنماه چکل نیست ممکن مگر از جانش ضمانی بدهد
💡 همه راکشت به تیغ مژه آن ترک چکل هیچکس را ندهد آن بت قتال قصاص