چوب تراش
مترادفها
چوبکار، نجار
لغت نامه دهخدا
چوب تراش. [ ت َ ] ( نف مرکب ) تراشنده چوب. خراشنده وورقه ها از سطح چوب برکننده. نحات. خراط. || ( اِ مرکب ) رند. ( لغت محلی شوشتر نسخه خطی ). رنده. آلتی که بدان از سطح چوب ورقه های نازک جدا کنند.
چوب تراش. [ ت َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان گرگاه بخش ویسیان شهرستان خرم آباد که در 24 گزی خاور ماسور و 24 گزی خاور راه شوسه خرم آباد به اندیمشک واقع است. جلگه و معتدل است. 350 تن سکنه دارد. از رود طاف مشروب میشود. از محصولاتش غلات، لبنیات و حبوبات است. اهالی بزراعت و گله داری اشتغال دارند.راهش مالرو است. ساکنین آن از طایفه بازگراند و درچادر سکونت دارند. در این آبادی بقعه ای بنام مادر کک احمد وجود دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
فرهنگ فارسی
تراشند. چوب خراشند. و ورقه ها از سطح چوب بر کننده ٠ خط ٠
جمله سازی با چوب تراش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپه قلعه ارمنی مربوط به اویل دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان خرمآباد، بخش مرکزی، دهستان کرگاه شرقی، روستای چوب تراش واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۸۱۶۵ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیدهاست.