چو انداز
مترادفها
مانند قامت، همچون اندام
لغت نامه دهخدا
چوانداز. [ چ َ اَ ] ( نف مرکب ) آنکه چو اندازد. آنکه آوازه دردهد. که آوازه دراندازد. کسی که خبر دروغ و بی اساسی را شهرت دهد. که پخش شایعه کند.
فرهنگ فارسی
از چو انداختن ٠ آنکه چو اندازد
جمله سازی با چو انداز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 غافل مشو که سیل چو انداز فتنه کرد آسیب او به صورت دیوار میرسد