چهار اسب

لغت نامه دهخدا

چهاراسب. [ چ َ / چ ِ اَ ] ( ص مرکب ) که اسب چهار دارد.
- کالسکه چهاراسب؛ که با چهار اسب کشیده شود. رجوع شود به چاراسب. و رجوع به چهاراسبه شود.

فرهنگ فارسی

که اسب چهار دارد

جمله سازی با چهار اسب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 واگن اسبی به وسیله دو یا چهار اسب بر روی ریل حرکت می‌کرد و تقریباً بیشتر خیابان‌های اصلی شهر را به هم وصل می‌کرد. این واگن یا تراموای، دارای چند قسمت بود. قسمت اول محوطه کوچکی بود مخصوص فرار گرفتن سورچی و قسمت‌های دیگر اختصاص به مسافرانی داشت که بر روی نیمکت‌هایی که در دو طرف واگن‌ها تعبیه شده بود، قرار می‌گرفتند.

💡 گردونه زیبا و هموار رونده‌اش زرین و با زینت‌های گوناگون آراسته‌است. این گردونه را چهار اسب سفید یک رنگ جاودانی که از چراخور مینوی خورش یابند، می‌کشند. سم‌های پیشین آن‌ها زرین و سم‌های پسین آنها سیمین است. این چهار تکاور به یوغ گران‌بها بسته شده‌اند.

💡 بهرام یا وَرَثْرَغْنه ایزد جنگ و جنگاوری است و همکار میترا ایزد پیمان و خورشید و ایزد نور و باروری می‌باشد. پیش از هخامنشیان و پس از آن ایزدان و ایزد بانوان بسیاری وجود داشتند که عبارتند از مهر، آناهیتا، بهرام و تیشتر. بهرام فرشته انتقام‌جوی ایزد مهر می‌باشد. آنها هنگامی که سوار بر گردونه‌ای هستند که چهار اسب سفید که سم‌های پیشین زرین و سم‌های پسین سیمین دارند، به سوی زمین می‌تازند.

💡 تصاویر متعددی از خدای خورشید که با پرتوهای تابان از سرش مشخص شده و بر ارابه‌ای سوار است که توسط دو یا چهار اسب کشیده می‌شود، در آثار هنری یافت شده در گورهای سکایی (مربوط به قرن ۳ پیش از میلاد به بعد) دیده می‌شود. این آثار ممکن است تجسم گایتاسورا باشند.

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز