پینه بسته

واژه پینه‌بسته یک صفت مفعولی مرکب است که ریشه در مفهوم پینه دارد. در معنای اولیه، این اصطلاح به حالتی اطلاق می‌شود که چیزی دچار انسداد، سختی یا خشکی مفرط شده و در نتیجه، لایه‌ای سخت و ضخیم بر روی آن شکل گرفته است؛ این حالت مترادف با کلماتی چون کبره‌بسته و شوغ‌بسته است که هر یک به نوعی از بسته شدن یا سفتی ناخواسته اشاره دارند. در اصل، مفهوم محوری در این واژه، فرآیند ایجاد یک پوشش مقاوم و غیرقابل نفوذ در اثر تکرار و تراکم است که از انعطاف‌پذیری اولیه کاسته و شکلی سفت و منجمد به آن بخشیده است.

علاوه بر معنای تحت‌اللفظی در مورد اجسام سخت‌شده، پینه‌بسته در حوزه صفات انسانی و اخلاقی نیز کاربرد استعاری گسترده‌ای یافته است. این اصطلاح برای توصیف افرادی به کار می‌رود که ظاهرشان ممکن است نرم و پذیرای تعامل باشد، اما در باطن، دارای صلابت و استحکام غیرقابل نفوذ هستند؛ یعنی نرم ظاهر، سخت باطن. این تضاد، نشان‌دهنده نوعی جدیت پنهان یا عدم انعطاف‌پذیری درونی است که فرد علی‌رغم برخورد ظاهری آرام، در اصول و باورهای خود استوار و تغییرناپذیر باقی می‌ماند. این ویژگی می‌تواند بیانگر تجربه انباشته‌شده یا رسیدن به درجه‌ای از پختگی باشد که فرد را در برابر تأثیرات بیرونی مقاوم ساخته است.

لغت نامه دهخدا

پینه بسته. [ ن َ / ن ِ ب َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) کبره بسته. شوغ بسته. ایجاد پینه شده. || نرم ظاهر سخت باطن. ( آنندراج ):
دلهای پینه بسته ابنای روزگار
از ناخن پلنگ کند جوی خون روان.صائب.

فرهنگ عمید

قسمتی از پوست بدن که در اثر ساییدگی یا کار بسیار سفت و سخت شده.

فرهنگ فارسی

( صتف ) ۱- کبره بسته شوغ بسته ایجاد پینه شده. ۲- نرم ظاهر سخت باطن: دلهای پینه بست. ابنای روزگار از ناخن پلنگ کند جوی خون روان. ( صائب )

جمله سازی با پینه بسته

💡 به تیغ حادثه از جای در نمی آیم ز درد و داغ دل پینه بسته ای دارم

💡 برکهنسال شعر تازه مخوان که دل پینه بسته دارد