پوچ مغز
مترادفها
بیمغز، توخالی، بیفکر
متضادها
پر، پرمغز
لغت نامه دهخدا
پوچ مغز. [ م َ ] ( ص مرکب ) کنایه از احمق است.
فرهنگ فارسی
( صفت ) احمق ابله.
جمله سازی با پوچ مغز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماهی دریای وهمیم، آه از تدبیر پوچ مغز آماج خدنگ و پوست جوشن میکشد