پنجاه هزار سال
لغت نامه دهخدا
پنجاه هزارسال. [ پ َ هََ / هَِ ] ( اِ مرکب ) ( روز... ) روز قیامت.
فرهنگ فارسی
( اسم ) پنجاه هزار سنه. یا روز پنجاه هزار سال. روز قیامت.
جمله سازی با پنجاه هزار سال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تَعْرُجُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ إِلَیْهِ بسوی او بر میشود فریشتگان و جبرئیل فِی یَوْمٍ کانَ مِقْدارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَةٍ (۴) در روزی که اندازه آن پنجاه هزار سال بود.
💡 آزمایشهای رادیو کربن، قدیمیترین زمان سکونت در قاره استرالیا را حدود چهل تا پنجاه هزار سال قبل نشان میدهد. هرچند پژوهشهای ژنتیکی ارتباط مستقیمی بین بومیان استرالیا و هیچکدام از نژادهای جنوب آسیا نشان نمیدهد اما پژوهشگران به اتفاق بر این باورند که بومیان امروزی ساکنان قاره آسیا بودهاند که کمکم از نواحی جنوبی آسیا به شمال استرالیا وارد شده و طی هزاران سال در قالب قومها و گروههای مختلف در این سرزمین وسیع پخش شدهاند.