لغت نامه دهخدا
پشت بر. [ پ ُ ب َ ] ( اِخ ) موضعی است به گیلان و از آنجاست شیخ الاسلام عبدالقادربن ابی صالح موسی بن جنگی دوست الجیلی مولد 470 و وفات 561 هَ. ق.
پشت بر. [ پ ُ ب َ ] ( اِخ ) موضعی است به گیلان و از آنجاست شیخ الاسلام عبدالقادربن ابی صالح موسی بن جنگی دوست الجیلی مولد 470 و وفات 561 هَ. ق.
موضعی بگیلان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صحبت هر ناکسی مگزین و رنج دل مبین روی بر ایشان مدار و پشت بر ایشان مکن
💡 از آنجا دگر روی برده نهاد از آن آستان پشت بر کوه داد
💡 چند چون سکه زر در نظر صیرفیان پشت بر زر کنی و روی به بازار آری؟
💡 از تلاش پایه رفعت شود دین پایمال پشت بر محراب واعظ بهر منبر میکند
💡 مقبل آن مردی که شد زین جفت طاق پشت بر وی کرد و دادش سه طلاق