پست پست
مترادفها
رفته رفته، کمکم، گام به گام
متضادها
بالا، بلند، مرتفع
لغت نامه دهخدا
پست پست. [ پ َ پ َ ] ( ق مرکب ) نرم نرمک. آهسته آهسته:
عشق میگوید بگوشم پست پست
صید بودن بهتر از صیادی است.مولوی.
فرهنگ فارسی
نرم نرم آهسته آهسته.
جمله سازی با پست پست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کس محرم پیام دم واپسین نشد کز دل چه مژده داد به دل پست پست و رفت
💡 دستگاه اصل فطرت جز تنزل هیچ نیست میکندگل پست پست انجام آغاز بلند
💡 با برتریش گوهر جمشید پست پست با پختگیش جوهر خورشید خام خام
💡 واسطه رزق اوست روزنه پست پست چه بالای معدنست و سر کان
💡 جمله شاهان پست پست خویش را جمله خلقان مست مست خویش را
💡 عشق میگوید به گوشم پست پست صید بودن خوشتر از صیادیست
💡 او با قدمهای بسیار پست پست در میان کوچههای باریک و قدیمی شهر حرکت میکرد تا شاید با کسی برخورد کند.
💡 دانشآموزان باید اطلاعات را پست پست در دفتر خود یادداشت کنند تا در نهایت بتوانند یک تحقیق کامل و جامع ارائه دهند.
💡 پروژه ساخت این پل بزرگ به صورت پست پست و با احتیاط بسیار زیاد پیش رفت تا ایمنی ساکنان منطقه حفظ شود.