پرکش

لغت نامه دهخدا

پرکش. [ پ ُ ک ِ ] ( ص مرکب ) ( عامیانه ) بسیار.

جمله سازی با پرکش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نگه دارم به قد خم چسان عمر سبکرو را؟ سروکار خدنگم با کمان پرکش افتاده

💡 آن تیر غمزه پرکش و از منتظر کشی است موقوف صد کمان ز کمانخانه جستنش

💡 که پرکش کرده تیری ناگهان بر پهلویش آمد برآورد از شکاف سینه مجروح آوازی

💡 باز امشب ناوک آن غمزه بر ما پرکش است در لب لعلش، تکلم چون نمک در آتش است

💡 گر چنین بر ما کمان ناز پرکش می‌شود دل ز پهلوی من از تیر تو ترکش می‌شود

وادی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز