پرنه
لغت نامه دهخدا
پرنه. [ ] ( اِخ ) ناحیتی در قضای بایبورد ارزروم و آن دارای 22 قریه است.
فرهنگ فارسی
ناحیتی در قضای بایبورد ارزروم
جمله سازی با پرنه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دانش وی از زبان کچوا و چندین زبان آمازونی این امکان را برای خوان سانتوس داشت که توسط بومیان جنگل مرکزی که با اشتیاق فراوان به مبارزه او پیوستند، به راحتی درک شود. این شورش توانست مردم جنگل مرکزی را جمع کند: آشانینکا، یانشا و حتی شیپیبو، یعنی جمعیتی که در حوضه رودخانههای تامبو، پرنه و پیچیس سکونت دارند. کل این منطقه با نام گران پاژونال شناخته میشد و قلمرو مأموریتهای فرانسیسکان بود.
💡 دروغ باشد مانسنژووتر دان امپر دینی حقیق و پرنه بکیر و آهن فر