وریه
لغت نامه دهخدا
( وریة ) وریة. [ وَ ی َ ] ( ع اِ ) فروزینه آتش از لته و هیزم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). آنچه آتش بدان افروخته گردد از لته و هیزم. ( از اقرب الموارد ).
وریة. [ وَ ری ی َ ] ( ع ص ) مؤنث وری؛ یعنی فربه. ( ناظم الاطباء ).
وریة. [ وُ رَی ْ ی َ ] ( ع اِ مصغر ) مصغر رئه یعنی شش کوچک. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
مصغر رئه یعنی شش کوچک
جمله سازی با وریه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شش راست از ۳ قطعه (لوب) وریه چپ از ۲ قطعه (لوب) تشکیل شده است. نایژکها در ششها به حفرههای هوایی کوچکی به نام کیسه هوایی (آلوئول) ختم میشوند. کیسههای هوایی دارای مویرگهای فراوانی هستند و تعویض اکسیژن هوا با دیاکسید کربن خون داخل این حفرهها انجام میشود.