وروش

لغت نامه دهخدا

وروش. [ وُ ] ( ع مص ) ورش. واداشتن کسی را. ( از اقرب الموارد ). اغراء. ( اقرب الموارد ). ورغلانیدن. ( ناظم الاطباء ). || وارد شدن بر کسانی به هنگام خوردن طعام تا با آنان غذا خورد بدون آنکه دعوت شده باشد. ( از اقرب الموارد ). بر طعام خوردن طفیلی کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). ناخوانده برآمدن بر قوم در وقت خوردن. ( ناظم الاطباء ). || گرفتن طعام و به حرص تمام خوردن آن را. ( اقرب الموارد ). گرفتن غذا و گویند با ولع و حرصی تمام خوردن آن را تا آنجا که از شدت حرص و میل به طعام خود را نیز مکرم و محترم ندارد. ( از اقرب الموارد ). گرفتن چیزی از طعام را. ( ناظم الاطباء ). || آزمند شدن و طمع ورزیدن چیزی را و در پی کارهای دون شدن. ( از اقرب الموارد ). رجوع به ورش شود.

فرهنگ فارسی

ورش وا داشتن کسی را اغرائ

دانشنامه عمومی

وروش ( به لاتین: Vrush ) یک منطقهٔ مسکونی در روسیه است که در داغستان واقع شده است.

جمله سازی با وروش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تلما آزاداندیشی،بدبینی وروش علمی در مورد ایمان کور را القا می‌کند،که کراولی آن را تعریف کرد «پذیرش هر گزاره درست بدون انتقاد، بررسی، تأیید یا هر روش آزمون، بسیار کم است که تلمییت‌ها چیزی «فقط به این دلیل» را باور داشته باشند.

متریال یعنی چه؟
متریال یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز