ودل

ودل

لغت نامه دهخدا

ودل. [ وَ ] ( ع مص ) جنبانیدن مشک شیر را. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

جنبانیدن مشک شیر را

دانشنامه عمومی

شهر ودل ( به آلمانی: Wedel ) در ایالت اشلسویگ - هل اشتاین در کشور آلمان واقع شده است.

جمله سازی با ودل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دل به دل دارد اگر راه چرا پس دل من مایل مهر ودل تو به جفا مایل بود

💡 کسی که روی تورا دید ودل نداد به تو گمان نکن که بود ور بود یقین کور است

💡 چون جای گنج گشته به ویرانه نیست غم گر گشته است جان ودل من خراب عشق

💡 چه غم ندارد اگر جان ودل بلنداقبال که آفت دل خلق و بلای جان شده ای

💡 مقر اصلی این شرکت دربرمن می‌باشد و یک شعبهٔ دیگر آن در ودل است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران