وجیزه

لغت نامه دهخدا

( وجیزة ) وجیزة. [ وَ زَ ] ( ع ص ) مؤنث وجیز. ملخص. کوتاه. خلاصه. موجز. رجوع به وجیز شود.

فرهنگ معین

(وَ ز ) [ ع. وجیزة ] (ص. ) ۱ - مؤنث وجیز. ۲ - کلام مختصر و مفید.

فرهنگ عمید

۱. مختصر، کوتاه.
۲. کلام مختصرومفید.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - مونث وجیز. ۲ - کلام مختصر و مفید: (( و نقش طرازاین نسیج و جیزه ماثر این دولت را ساخت. ) )
مونث وجیز. ملخص. کوتاه

ویکی واژه

وجیزة
مؤنث وجیز.
کلام مختصر و مفید.

جمله سازی با وجیزه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بی‌گمان و گزافه لحظه‌های پر تب و تاب انقلاب را، ادبیات پیگیر و پویای انقلاب سزاوار و بایسته می‌آید. در تحقق این خواست به یاری خداوند سبحان مبادرت به نشر این نخستین دفتر از ادبیات انقلاب اسلامی ایران گردید تا فرخی نام امام طلیعه‌ای همایون و سرآغازی نویدگر بر دفترهای بعدی. در این وجیزه از آنجا که به اشعار دیگر شاعران دسترسی نبود به سروده‌های خویش بسنده کردیم. باشد که این متاع مختصر چون متاع صالحان در نظر آید، نه چون نکول متاع طالحان و مقبول و مطبوع خداوندان دانش و ادب افتد. بمنه و کرمه.

اتی یعنی چه؟
اتی یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز