واجار
لغت نامه دهخدا
واجار. ( اِ ) به معنی بازار و از بازار افصح است زیرا در لغت فرس با زای تازی کمتر مستعمل است و فصیحتر از آن واژار است چه جیم تازی نیز کمتر می آید. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). بازار. ( جهانگیری ) ( ناظم الاطباء ). بازار است که عربان سوق میگویند. ( برهان ): گفت در این واجار بازاری است که آن را بازار جوانمردان گویند. ( تذکرةالاولیاء ). این کلمه پهلوی است.
فرهنگ معین
[ په. ] (اِ. ) واچار، بازار.
فرهنگ عمید
بازار، سوق.
فرهنگ فارسی
(اسم ) بازار سوق: (( گفت در این واجار بازار یست که آنرا بازار جوانمردان گویند. ) )
ویکی واژه
واچار؛ بازار.
جمله سازی با واجار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شهر باستانی هرمز اردشیر با قدمت ۱۷۰۰ ساله، در زمان ساخت به دو قسمت بازرگانان و پیشه وران و در قسمتی دیگر اشراف و ثروتمندگان تقسیم شد که به بخشی از آن هوجستان واجار و به بخش دیگر آن هرمز اردشیر میگفتند.