لغت نامه دهخدا
هنگان. [ هََ] ( اِخ ) دهی است از بخش سرباز شهرستان کرمان. دارای 25 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
هنگان. [ هََ] ( اِخ ) دهی است از بخش سرباز شهرستان کرمان. دارای 25 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
هنگان ( به انگلیسی: Hengan ) شرکت محصولات بهداشتی چینی است، که در زمینه تولید و توزیع نوار بهداشتی، پوشک و دستمال کاغذی فعالیت می کند.
شرکت هنگان در سال ۱۹۸۵ راه اندازی شد و در حال حاضر دارای ۴۰ کارخانه تولیدی در چین بوده و دارای ۳۰۰ دفتر فروش و ۳٫۰۰۰ مرکز توزیع کالا، در ۴۵ کشور جهان می باشد.
دفتر مرکزی این شرکت در شهر جینجیان، فوجیان قرار دارد و سهام آن در بازار بورس اوراق بهادار هنگ کنگ معامله می شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من او را در گفتار خویش صادق و در مشورتش ناصح یافتم و ندانستم که کدامین امر بیشترم بشگفت باید آورد، این که زمانه چگونه تا کنون وی را بقا داده است یا اینکه آن حیوان چگونه تا کنون بر این همه زمان و بلاطاقت آورده یا این که چگونه با کم بهائی آن را شایسته ی دوستی داشته ای بویژه که گوئی آن شتر، از گوری برخاسته یا شتری است که هنگان نفخ صور دوباره زنده گردیده.
💡 به رسم خدمت و طاعت به جای سر هنگان ملوک صف زده بر درگهش یمین ویسار
💡 گفتا که به میران و به سر هنگان مانی امروز کلاه و کمرت باید ناچار
💡 شهنشهی که به هنگان قهر اگر خواهد ز هفت قلعه گردون حصار بگشاید