هندیان

لغت نامه دهخدا

هندیان. [ هَِ ] ( اِخ ) قریه ای است از اراضی فارس که معدن گوگرد دارد. ( ازانجمن آرا ). ناحیه ای است از حوزه بنادر جنوب، حد شمالی و شرقی آن بهبهان، مغرب آن خوزستان و جنوبش خلیج فارس است. ساکنان آن از ایلات مختلف هستند. این محل نزدیک بندر معشور است. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ).

جمله سازی با هندیان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز خون هندیان پنجاب شد چون پنجه مرجان به ملک هند تا شمشیر او در کارزار آمد

💡 آگنی خدای آتش و تجسم آتش مقدس است. آگنی از دیرباز توسط آریاییان باستان پرستش می‌شده‌است و هنوز هم آثار تقدس آتش میان هندیان و زرتشتیان وجود دارد. اگرچه زرتشتیان آتش‌پرست نیستند اما تقدس آتش متعلق به فرهنگ پیش از زرتشت است و تاکنون نیز باقی مانده‌است.

💡 لشکر فرعون را نامد به پیش از رود نیل آنچه پیش هندیان آمد ز تیغ ذوالفقار

💡 البته رفتن حمزه به همه این سرزمین‌ها و جنگ در آن‌ها محتمل نیست، احتمال دارد که حمزه، در ایامی که در خراسان و سیستان نبود، در مرزهای این استان‌ها با هندیان و احیانآ ترکان نبردهایی کرده باشد، ولی رفتن او به روم و چین بعید به‌نظر می‌رسد.

💡 اگر لب‌تشنه‌یی رو آب پیداکن ترا زین چه که ترکش سو همی خواند عجم او هندیان پانی

💡 این گاه‌شماری امروزه در میان ایرانیان و حتی هندیان و پاکستانی‌های زرتشتی به کار می‌رود.

نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز