لغت نامه دهخدا
هم نسبتی. [ هََ ن ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) نسبت به هم داشتن. انتساب و ارتباط. پیوستگی:
نبی آفتاب و صحابان چو ماه
به هم نسبتی یکدگر راست راه.فردوسی.
هم نسبتی. [ هََ ن ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) نسبت به هم داشتن. انتساب و ارتباط. پیوستگی:
نبی آفتاب و صحابان چو ماه
به هم نسبتی یکدگر راست راه.فردوسی.
۱- منسوب بودن خویشاوندی. ۲- شباهت همانندی.
نسبت بهم داشته انتساب
💡 از شعلهٔ هم نسبتی لعل تو آب است هر چند که یاقوت جگر داشته باشد
💡 با لبت هم نسبتی هست آب حیوان را مگر روحپرور نیست آب چشمه حیوان چنین
💡 گرچه با هم نسبتی نبود نیاز و ناز را رو نیاز من به پیش ناز جانان عرضه دار
💡 آشنا خواهد شدن ما و ترا دلها به هم نسبتی دارند آخر شیشه و خارا به هم
💡 با شکست زلف نتوان اینقدر پرداختن رنگ ما هم نسبتی دارد به پیمان شما