لغت نامه دهخدا
هم عیار. [ هََ عیا / ع َ ] ( ص مرکب ) هم وزن. ( آنندراج ) ( از فرهنگ اسکندرنامه ). || هم ارزش:
هر آن جو که با زر بود هم عیار
به نرخ زر آرندش اندر شمار.نظامی.
هم عیار. [ هََ عیا / ع َ ] ( ص مرکب ) هم وزن. ( آنندراج ) ( از فرهنگ اسکندرنامه ). || هم ارزش:
هر آن جو که با زر بود هم عیار
به نرخ زر آرندش اندر شمار.نظامی.
هم ارزش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر سنگ امتحان نشود هم عیار زر هر مس که سر ز تربیت کیمیا کشد
💡 هر آن جو که با زر بود هم عیار به نرخ زر آرندش اندر شمار
💡 جذبه باید در سرشت او یکی هم عیار خوب و زشت او یکی