لغت نامه دهخدا
هم سرای. [ هََ س َ ] ( ص مرکب ) هم سرا. هم خانه. همنشین:
بمانید با یکدگر هم سرای
مباشید از یکدگَرْتان جدای.فردوسی.بدین هم نشست و بدین هم سرای
همی دارشان تا تو باشی به جای.فردوسی.
هم سرای. [ هََ س َ ] ( ص مرکب ) هم سرا. هم خانه. همنشین:
بمانید با یکدگر هم سرای
مباشید از یکدگَرْتان جدای.فردوسی.بدین هم نشست و بدین هم سرای
همی دارشان تا تو باشی به جای.فردوسی.
هم سرا هم خانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن شهی که بگشوده بر سخنوران یک سر هم سرای احسان را هم لسان تحسین را
💡 ای به تو روشن دو موضع هم سرای و هم سریر وی به تو جامع دو جامع هم صغیر و هم کبیر