لغت نامه دهخدا
هروان. [ هَِرْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان دیزجرود بخش عجب شیر شهرستان مراغه که در چهار هزارگزی جنوب عجب شیر و 7 هزارگزی باختر راه شوسه مراغه به آذرشهر واقع و جلگه ای است معتدل و دارای 526 تن سکنه. از رود قلعه چای و چشمه ها و چاهها مشروب میشود. محصول عمده اش غله، کشمش و بادام و کار مردم زراعت و جوراب بافی با وسایل دستی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
هروان. [ هَِرْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ابرغان از بخش مرکزی شهرستان سراب که در 8 هزارگزی جنوب سراب و 8 هزارگزی راه شوسه تبریز به سراب واقع شده و جلگه ای است معتدل و دارای 315 تن سکنه از چشمه ها مشروب میشود و محصول عمده اش غله، بزرک و کار مردم زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).