لغت نامه دهخدا
هتار.[ هَِ ] ( ع مص ) به باطل دشنام دادن. ( ناظم الاطباء ).مهاترة. ( معجم متن اللغة ). به یکدیگر دشنام دادن.
هتار. [ هَِ ] ( اِخ ) لقب طلحةبن عیسی بن ابراهیم، قطب یمن، متوفی به سال 780 هَ. ق. است. خاندان وی از رؤسا و بزرگان یمن بودند و از میان ایشان بزرگانی چون طاهربن المحجب الهتاری و محمدبن یوسف بن المهتار برخاستند. ( از تاج العروس ).