لغت نامه دهخدا
نیک منظر. [ م َ ظَ ] ( ص مرکب ) خوب رو. جمیل. ( آنندراج ). خوب صورت. خوش نما. ( ناظم الاطباء ). زیبا. زیباروی:
ای بسا نیک منظرا که هنر
منظرش را سزای مخبر نیست.عنصری.
نیک منظر. [ م َ ظَ ] ( ص مرکب ) خوب رو. جمیل. ( آنندراج ). خوب صورت. خوش نما. ( ناظم الاطباء ). زیبا. زیباروی:
ای بسا نیک منظرا که هنر
منظرش را سزای مخبر نیست.عنصری.
خوش نما، زیبا، خوب رو.
(صفت ) ۱- خوش نما. ۲ - خوبروی زیبا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سقاک الله ای ساقی نیک منظر بده می چه می زان می روح پرور
💡 مرآن سیم و زرها که همراه داشت برمسلم نیک منظر گذاشت