نقشه بردار
مترادفها
نقشهکش، نقشهریز
لغت نامه دهخدا
نقشه بردار. [ ن َ ش َ / ش ِ ب َ ] ( نف مرکب ) نقشه کش. که نقشه چیزی یا جائی را بر کاغذ ترسیم کند.
فرهنگ فارسی
نقشه کش. که نقش. چیزی یا جائی را بر کاغذ ترسیم کند.
فرهنگستان زبان و ادب
{surveyor} [مهندسی نقشه برداری] کارشناس و متخصص نقشه برداری
جمله سازی با نقشه بردار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پسر جان گولد، چارلز گولد، یک نقشه بردار زمینشناسی برجسته بود.
💡 آن نقشه بردار با استفاده از تجهیزات پیشرفته و دستگاههای دقیق، توانست جزئیات بسیار ریز زمین را برای ساخت جادههای جدید به دقت ثبت کند.
💡 برای شروع پروژه بزرگ ساخت سد، ابتدا یک نقشه بردار ماهر باید تمام شیبها و ارتفاعات منطقه را به صورت دقیق و علمی بررسی میکرد.
💡 کار یک نقشه بردار در مناطق صعبعبور و کوهستانی بسیار دشوار است و نیاز به صبر، دقت بسیار بالا و تجربه عملی زیادی دارد.