نفت کش

لغت نامه دهخدا

نفت کش. [ ن َک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) که نفت حمل کند. که بدان نفت را از جائی به جائی برند: کشتی نفت کش. تانکر نفت کش.

فرهنگ عمید

خودرو سنگین یا کشتی حامل مخزن بزرگ نفت یا بنزین.

فرهنگ فارسی

(صفت اسم ) اتومبیل یا کشتیی که نفت و بنزین را حمل کند.

فرهنگستان زبان و ادب

{crude carrier} [حمل ونقل دریایی] کشتی مخصوص حمل نفت خام متـ. نفت بَر

جمله سازی با نفت کش

💡 در خلیج بحرکان هندیجان در چند ساله‌ای اخیر با حفر چاه‌های زیر دریایی نفت فراوانی کشف شده‌است که با ساختن اسکله‌های متعدد و تأسیسات لازم کشتی‌های نفت کش به آسانی پهلو می‌گیرند و بارگیری می‌کنند و نفت آن‌ها را به خارج صادر می‌کنند و گویا این نفت از قابلیت بسیار خوبی برخودار می‌باشد.

💡 داستان فیلم درباره نفت کش فرسوده ای است که در حاشیه ابهای خلیج فارس رها شده است. این کشتی از کار افتاده محل سکونت مردمی شده است که روی خشکی جایی برای زندگی ندارند. همه امور این مردم توسط پیرمردی مقتدر به نام نعمت رتق و فتق می‌شود اما کمپانی که خود را صاحب کشتی می داند در تلاش است تا سکنه کشتی را بیرون کند...

قرون وسطی یعنی چه؟
قرون وسطی یعنی چه؟
گمه یعنی چه؟
گمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز